ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1050
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
خدا كارى انجام دهد حتما از راه حق منحرف گرديده و چه بسا كه حال و وجد از وى سلب شده است و چون معجزه به مددهاى روح خدا و قواى الهى بود از اين رو هيچگونه سحر و جادوگرى با آن ياراى معارضه نداشت و بايد به وضع ساحران فرعون با موسى در معجزهء عصا نگريست كه چگونه آنچه را بدان دروغ مينمودند فرو برد . [ 1 ] و جادوگريهاى ايشان بر افتاد و آنچنان مضمحل گرديد كه گوئى بهيچرو وجود نداشته است . و همچنين چون بر پيامبر ( ص ) در سورههاى معوذتين [ 2 ] : « و از شر زنان دمنده در گرهها » [ 3 ] نازل شد ، عايشه ( رض ) گفت : پيامبر همين كه آن را بر گرهى از - گرههائى كه رسول خدا را بدان جادو كرده بودند فرو ميخواند يكباره باز ميشد . بنابر اين جادوگرى با نام و ذكر خدا [ بسبب همت ايمانى ] پايدار نميماند . و مورخان آوردهاند در درفش كاويان كه عبارت از رايت خسروان [ 4 ] بود وفق مئينى عددى « طلسم صدى » [ 5 ] زربفت وجود داشت . و آن را در طالعهاى فلكى كه براى وضع و تركيب اين وفق رصد بسته بودند پر كردهاند . اما روز كشته شدن رستم در قادسيه درفش مزبور پس از شكست و پراكندگى ايرانيان روى زمين سرنگون افتاده بود . و چنان كه هواخواهان طلسمات و اوفاق پنداشتهاند وفق مزبور بغلبه و پيروزى در جنگها اختصاص داشته است . و رايتى كه آن طلسم در آن يا با آن بوده است هرگز دچار شكست نميشده است ، ولى در اين جنگ مدد الهى كه عبارت از
--> [ 1 - ) ] اشاره به : أَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ 7 : 117 س : 7 ( اعراف ) آ : 114 [ 2 - ) ] قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ 114 : 1 و قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ 113 : 1 . [ 3 - ) ] وَ من شَرِّ النَّفّاثاتِ في الْعُقَدِ 113 : 4 . [ 4 - ) ] مقصود سلسلهء ساسانيان است . [ 5 - ) ] كلمه مئينى عبارت از صفت نسبى است و مئين جمع مائه ( صد ) مىباشد و در تداول طلسم نويسان طلسمى را كه بر اساس مثلث تشكيل مييافته : ( وفق مثلث عددى ) و آن را كه بر اساس مربع بنا ميشده : وفق مربع عددى ميناميدهاند وفق مئينى نوع اخير بشمار ميرفته است . از يادداشت دسلان صفحهء 185 ح 3 بنقل از شمس المعارف .